درژ پلیس ضد شورش

دست به دست تو می دهم

تا گمراه شوی

عشق فصل زیبایست

در تباهی این روزگار

...............................

بعد از چاپ کتاب  اهالی  ادب و  وخوانندگان اثر  از سر لطفی که به بنده  داشتن نظراتشون رو منتقل کردنند . یکی از معلمان نمونه و موفق استان آقا امین  به زبان پدری  کارم رو نقد کردنند و از این همه دل آشوبی و اضظراب و سکوت در اشعارم گلایه داشتند و به زبان شعر این نقد رو برایم فرستادنند.

 

آهوی کوهی این دشت اسب های بی سوار

بذر امید در مزرع داس های فتاده از دست هایمان بکار

بشکن در درون خویش عفریت مرگزای  این سکوت شبانه را

یا خود شکن که خود شکنی در مرام ما خطاست .

 

- اسب های بی سوار و مزارع داس های افتاده دو مجموع شعر بنده

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت 12:14  توسط کوهی  | 

 

سومین مجموع شعرم بعنوان مزارع داس های افتاده

 توسط انتشارات سوره مهر دفتر آفرینش های ادبی

 حوزه هنری خراسان شمالی با مجموعه ای ۵۹شعر

 درقالب سپید به چاپ رسید.

باشعری از این مجموعه

قلبم را می چسبانم 

به حفره های پیر زمین

تا سخن از کسی در میان نباشد

من به سنت قشنگ خانه معتادم

روسریم را گره می زنم

من نمی ترسم

من آنقدر بزرگم

که می توانم

با یک بغل آرزو

به پارک بروم

تاب بخورم

و کبودی هر تپش  را

از شانه های آلاداغ بالا ببرم

من نمی ترسم

من فقط معتادم

و استخوان هایم

در مصرف روزانه

به تحلیل نشسته اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 21:30  توسط کوهی  | 

مرد تمام شب تاریخ نوشت

مرد سیگار کشید

تاریخ معاصر

جنایت تازه

رد پای هیتلر

رد پای چنگیز

نوشت صفحه‌ی هزارم تاریخ

یادداشت مرد

در برگ کاهی

جهان در یک صفحه

پشت و رو ورق می‌خورد.

......................

از مجموعه آخرین چهارشنبه
 
  

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1392ساعت 10:52  توسط کوهی  | 

به شهر اگر برگردم

آدمی پیدا می شود

زیر چتر باران را صدا بزند

شما پشت میزتان بنشینید

تا روزنامه شرمنده

خبرهای داغتان نباشد

ببخشید

این طرف ها واژ مناسب پیدا نمی شود

قحطی اگر بیاید

گریبان همه را می گیرد.


از مجموعه شعر :آخرین چهارشنبه

...........................................

دوستان و علاقه مندان به فرهنگ خراسان شمالی می تواند به وبلاگ آقای شادروز امانی و اسماعیل حسین پور که از اساتید و فعالان در حوضه فرهنگ وهنر این استان هستند ،مراجعه نمایند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1392ساعت 22:27  توسط کوهی  | 

تو

وقتی به سرزمین من برمی گردی

که دختران

 مسافر ماه باشند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1392ساعت 12:55  توسط کوهی  | 

وقتی نام مرا تكرار می كنی
سرشار حضورت می شوم
گریزی نیست
تمام دلواپسی ام می میرد
از سال های عقیم
تا شكوفه های انار

چشم بسته می روم.

.....................................

«هر که آمد به جهان نقش زوالی دارد»

استاد گرامی جناب  آقای سیدی  زاده

بی گمان درگذشت عزیز بزرگوارتان گرد غم برچهره تان پاشیده است. رسم روزگار است که بارها و بارها همه را به چنین آزمونهای سختی می آزماید، این فقدان بزرگ را صمیمانه تسلیت گفته و سربلندی و شکیباییتان را در این کارزار از ایزد منان خواستارم.

باشد که روح بلند این عزیز از دست رفته در بارگاه امن الهی و در جوار رحمتش جاودان بیاساید.                                                           

........................................................................................................................


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392ساعت 11:37  توسط کوهی  | 

 

بدنامی خاک به تنم چسبیده

فکر می کنم

باید به محاکمه بنشینم

تا در عدالتی محض

از خودم بالا بروم

معلق با پرندگانی که به نیایش لحظه عادت دارند

و بارنج 

که مرا بی وطن می خواهد

وعشق

که  اعدام نام تو می کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1392ساعت 17:18  توسط کوهی  | 

                                      به پسران شبه خانواده (بهزیستی) 

کاش پسرم بودی

تادر پیاده روهای عصر

ویترین ها را خالی می کردم

از تفنگ های بادی و آبی

همه پول را می دادم

دفتر نقاشی

تا چشم مشرقی بکشی

که زیر باران خدای خودشان می شوند

روزها دور ازچشم من

کناربوته های گل سرخ

برای کولیان پارک نشین

سرود پنج شنبه را با لورکا بخوانی

وجمعه را

در مثلثات وهندسه

تا دعای صبح بکشی

ومن

حقوق وخریدها را 

در اجباری به من نام زندگی

با تو پر رنگ کنم

اما((توپسر همه مادران زمینی))

که رهایت کرده اند

تا در شیفت های حق الزحمه

در چشم هایت گریه کنم.

.................

1-من پسر همه مادران زمینم : مجموع شعر هیوا مسیح









+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت 12:30  توسط کوهی  | 

پوک می زند

به دستور زبان

در خلسه رگ های متورم

زندگی را پس می دهد

تا به شرط چاقو ببازد

به سرودی که قسمت

برایش دعا کرده بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1392ساعت 8:50  توسط کوهی  | 

روز

شب

شب

روز

در پاسخ کدام آواز صدایت بزنم

تا کمی صبح برسد.

...............

دوستان و علاقه مندان زبان کردی
استاد سروش  لطف کردن چند نمونه ازاشعار بنده رو به زبان کردی ترجمه و در وب
که سکه سور  گذاشتن برای مطالعه می توانید به قسمت صفحات وب ایشان مراجعه کنید.
آدرس وب که سکه سو:                                               

Keskesor.persianblog.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1391ساعت 8:44  توسط کوهی  |